شيخ ذبيح الله محلاتى
132
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بر ناقهء سوار كند و من ضامنم كه خداوند متعال شترى از شتران بهشت او را عطا فرمايد سعد بن عباده برجست و گفت پدر و مادرم فداى تو باد مرا ناقهاى حمراست كه هشتماهه آبستن است آن را با اعرابى گذاشتم رسول خداى فرمود يا سعد من اكنون وصف مىكنم ناقهاى را كه خداوند متعال بعوض اين ناقه به تو عطا خواهد فرمود همانا شترى است از زر سرخ و گردن او از زبرجد سبز و كوهان او از كافور سفيد و ذقن او از در و مهار آن از مرواريد تر است و قبهاى بر پشت دارد از مرواريد سفيد كه از درونش بيرون پديدار است و آن شتر در بهشت طيران مىكند آنگاه ديگرباره رسول خدا اصحاب را نگران شد و فرمود كيست كه اعرابى را تاجى دهد و من ضامنم كه خداوند او را تاج تقى كرامت فرمايد على عليه السّلام فرمود فداك ابى و امي كدام است تاج تقى رسول خدا وصف فرمود پس على عليه السّلام عمامه برداشت از سر خود و بر سر اعرابى گذاشت ديگرباره رسول خدا فرمود كيست از شما كه اعرابى را زاد دهد و من ضامنم كه خداوند در پاداشت او را زاد تقوى عطا كند سلمان برخواست و گفت پدر و مادرم فداى تو باد كدام است زاد تقوى فرمود آنست كه هنگام بيرون شدن از دنيا خداوند ترا تلقين مىكند بشهادت لا إله إلّا اللّه و أنّ محمدا رسول اللّه اگر اين كلمات را گفتى ملاقات مىكنى مرا و ملاقات مىكنم من ترا و اگر نگفتى ابدا ملاقات نكنى مرا و ديدن نكنم من ترا سلمان برفت و نه بيت از بيوتات زوجات رسول خدا را طواف داد چيزى بدست او نيامد چون طريق مراجعت گرفت چشمش بر حجرهء فاطمه افتاد گفت اگر چيزى است در منزل فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها است پس بيامد دق الباب كرد فاطمه فرمود كيست كوبنده در سلمان عرض كرد اينك منم سلمان فارسى فرمود چه مىخواهى سلمان قصه سوسمار و اعرابى را و طلب كردن رسول خدا زاد را براى اعرابى شرح داد فاطمه فرمود سوگند بدانكس كه محمد را به حق فرستاده سه روز است كه طعامى بدست ما نيامده و حسن و حسين از شدت جوع مضطرب شدهاند و با شكم گرسنه بخفتهاند مانند دو جوجه پركنده و لكن رد نمىكنم خيرى را خاصه وقتى كه بر در سراى من فرود شده اى سلمان اينك اين پيراهن مرا ببر نزد شمعون يهودي و يك